آقای معلم

متن مرتبط با «عاشقم» در سایت آقای معلم نوشته شده است

عاشق

  • نیلوبلاگ

    خلاصه ای از کتاب "یخی که عاشق خورشید شد" اثر رضا موزونی : زمستان تمام شده و بهار آمده بود؛ تکه یخ کنار سنگ بزرگ ، جای خوبی برای خواب داشت؛از میان شاخه های درخت نوری را دید؛با خوشحالی به خورشید نگاه کرد و با صدای بلند گفت : سلام خورشید، من تا الأن دوستی نداشته ام بامن دوست میشوی؟ خورشید گفت:" سلام'اما... "xa0 یخ با نگرانی گفت: اما چی ؟ خورشید گفت: " تو نباید به من نگاه کنی;باور کن من دوست خوبی برای تو نیستم-اگر من باشم ,تو نیستی! می میری,می فهمی" یخ گفت: چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوس...

    ادامه مطلب